بدن گُر گرفته ام
خس خس نفس هايم
عفونتى كه لابه لايِ موهايم رخنه كرده
و كلافگى اى كه كلافش از دستم در رفته
قدم هاى ناهماهنگم
پلک های سنگينم
اين رگ هاىِ نامعلوم
خواب هاى بى خوابم
و تعفن بيدارىِ خوابالودم
زبانى كه زودتر از موهايم سفيد شده
روحِ مفقود الاثرم
و مرگى كه زير ناخن هايم كمين كرده
حالا ديگر تمام علائم
حاكى از اين است
اين جسم ديگر جاىِ زندگى نيست ...هم در روز تولد زیباست!
مرا به كجا روانه خواهند كرد؟
اين جسم ديگر جاىِ زندگى نيست..
كه ,ديگر ,هاى ,جسم ,جاىِ ,موهايم ,ديگر جاىِ ,جسم ديگر ,جاىِ زندگى ,زندگى نيست ,مفقود الاثرمو
درباره این سایت